راز گل بهارنارنج به قلم ویدا چراغیان
پارت هفتم :
هوا تاریک شده بود که با سینی حلوا از خانه بیرون زد و در را پشت سرش بست. میدانست رفتنش به خانهی همسایه با خودش است اما برگشتنش با مژده، دخترک نوجوانی که پر از شور زندگی بود. محال بود نگار را ببیند و تمام شیطنتهای کودکانهاش را با کلی آب و تاب کف دست ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

مبینا
0آخه چرا گوش وایمیسه این نگار خانوم😁 کاش حداقل وقتی صدای نزدیک شدنشونو شنیده بود یکم از در فاصله گرفته بود تا طبیعی تر به نظر برسه🤣